است او شاگرد مستقيم ابن سينا بوده باشد. چند سال بعد، در سال 1073 - 1074 م/465 - 466 ه ق شخصي بهنام محمود كاشغري (در تركستان شرقي) ديوان لغت ترك را تأليف كرد كه واژهنامهاي به زبان تركي شرقي شامل اشارات دستوري و مقايسهاي با ساير لهجههاي تركي بود.1
خط معروف به ايغوري از قرار معلوم از خط مانوي اقتباس شده، كه خود صورتي از خط سرياني (نسطوري) سطرنجيلي بود. نام ايغوري نيز در سدههاي ميانه به يكي از گويشهاي تركي شرقي اطلاق ميشد؛ اين امر كه اين واژه هم به يك گويش معين و هم به يك خط خاص، كه احتمالاً براي حرفنويسي گويشهاي ديگر نيز بهكار ميرفت، اطلاق شده، موجب سردرگمي است. شايد بهتر بود كلمهٴ ايغوري براي خط بهكار ميرفت و گويش را به صورت ديگري ميناميدند (تركي شرقي سدههاي ميانه).
به نظر ميرسد در رشد زبان و ادبيات تركي دو نقطهٴ اوج وجود داشته است، اولي در سدهٴ يازدهم، دومي در سدهٴ چهاردهم، با فترتي در ميان اين دو. ولي، واژهنامهٴ تركي به عربي در سال1245/46تأليف شد و يك واژهنامهٴ فارسي ـ تركي ـ مغولي اندكي پس از آن. در سال 1313، نخستين دستور زبان اصولي تركي را اديب نامدار اسپانيايي ابوحيان تأليف كرد، كه بخش مهمي از عمرش را در قاهره گذرانده و فرصت مناسبي براي آموختن زبان تركي بهدست آورده بود2 دستور زبان او نقطهٴ عطفي در تاريخ زبان تركي است، ولي به ادبيات تركي تعلق ندارد، بلكه اثري خارجي است كه به عربي نوشته شده است.
كتابهاي تركي كه تا اينجا بدانها اشاره شد، يعني خواستوانيفْت و ديوان لغت ترك محصول فرهنگ تركستان شرقي و همه مربوط به پيش از سدهٴ دوازدهم بودند. استيلاي سلجوقيان بر آناطولي (جز بخش كوچك ايالت ارمني در كيليكيه)، كه در سدهٴ يازدهم روي داد، در سدهٴ سيزدهم به پايان رسيد. شكست حملههاي سلجوقي و مغولي در آناطولي حالتي از هرج و مرج پديد آورد. علاوه بر دولت نسبتاً كوچك عثماني در شمال، نُه دولت ترك ديگر وجود داشت كه با يكديگر در رقابت بودند. سدهٴ چهاردهم عصر تشنج سياسي و تخمير روحي بود؛ اين عصر